مرتضى راوندى
212
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مستشار الدوله در تاريخ نشر انديشهء آزادى در ايران ، مقام ارجمندى دارد ؛ وى پس از مشاهدهء فرهنگ و تمدن غرب به اين نتيجه رسيد كه تمام ترقيّات آنها محصول و مولود حكومت قانون و استقرار حكومت ملّى است ، وى براى نخستينبار از تفكيك دين از سياست و برابرى اتباع مسلم و غيرمسلم ، از نظر حقوق اساسى ، سخن گفته و حتى پيش از ملكم گفته است كه « شاه و گدا در برابر قانون مساوى هستند . » « 1 » مستشار الدوله با ميرزا فتحعلى آخوندزاده ، آشنايى و مكاتبه داشته و از اين مرد دانشمند چيزها آموخته است . مستشار الدّوله در دورانى كه در آذربايجان مأموريّت داشت ، نامهء مفصّلى به مظفر الدّين ميرزا وليعهد نوشت و خواهش كرد كه آن را از نظر شاه بگذراند . وى در آن نامه از حكومت استبدادى و فساد دربار انتقاد كرده و اصلاحات مملكتى و ايجاد حكومت قانون و برقرارى آزادى و مساوات را خواستار شده و گوشزد كرده بود كه اگر زمامداران ايران خود درصدد تأسيس مجلس مقنّنه برنيايند ، سير حوادث تاريخ آن را بر ما تحميل خواهد كرد . اين سخنان تند و صريح با روش مستبدانه ناصر الدينشاه سازگار نبود ، بههمين جهت او را تحت الحفظ به قزوين آوردند و با كند و زنجير زندانى كردند و كتابچهء قانون او را ، آنقدر بر سرش كوفتند كه چشمانش آب آورد و چند سال بعد به سال ( 1313 ه . ق ) به وضعى اسفناك درگذشت . اينك بخشى از نامه مستشار الدّوله را كه در سال ( 1306 ه . ق ) به مظفر الدين ميرزا وليعهد نوشته است از تاريخ بيدارى ايرانيان نقل مىكنيم : « بعد از عنوان ، از زندگى پير غلام ، زياده از سه چهار روز گويا باقى نمانده ، در دولتخواهى و خانهزادى از تكاليف واجبهء خود مىداند كه افكار واپسين خود را در اين نفس آخرين به خاكپاى اقدست تقديم نمايد . چون اين عريضه در موقعى به لحاظ مبارك اجازهء تشريف حاصل مىنمايد كه پير غلام عالم فانى را وداع نموده است ، يقين دارم به اعتقاد تمام به عرايض بيغرضانه و صادقانه خانهزادى كه هرگز نسبت به پادشاه خود و وطن خود خيانت را شعار خود نكرده ، ملاحظه و امعاننظر خواهند فرمود . محل ترديد و انكار نيست صدايى كه از دل بيرون آيد ، از روى صداقت و حقيقت و راستى است . حضرت اقدس امجد اعظم روحنا فداه را خداوند عالميان به رتبه و مقام بلند و عالى انتخاب و نايل فرموده ولى در ضمن به مسئوليت خيلى مهم و بزرگى دعوت فرموده كه حق تفكر و انديشيدن را از مردم سلب نكنند .
--> ( 1 ) . فريدون آدميّت فكر آزادى ص 186